صفحه نخست
ارتباط با ما
نقشه سایت
خبرنامه
کلمه کاربری:
رمز عبور:
مایلم هم اکنون عضو شوم
رمز عبور را فراموش کرده ام


مشاهیر سبزوار

 

امیر شاهی سبزواری مشهورترین شاعر سبزوار.

 

هرشب من و اندوه تو و گوشهٔ محنت

 

     

 

                                        آن بخت نداریم که یکشب مه رویت

 

 

مشهورترین شاعر سبزوار.

وفات 857 هـ.ق برابر با  1452 میلادی  

 

حاج ملا هادی سبزواری

او در شهر سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش حاج میرزا مهدی یکی از علما بود. حاج ملا هادی پس از فراگیری علوم مقدماتی، عازم حوزه علمیه مشهد شد. پس از آن برای تحصیل عرفان و فلسفه راهی حوزه علمیه اصفهان شد و در درس حضراتی چون حاج ملا حسین سبزواری، حاج محمد ابراهیم کرباسی، آقا شیخ محمد تقی، ملا علی مازندرانی نوری اصفهانی و ملا اسماعیل کوشکی حاضر شد.

 ملا هادی در سال ۱۲۴۲ به مشهد بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدریس شد. در این حوزه ایشان شاگردان چندی را آموزش داد که از میان آنها می‌‌توان به آخوند ملا محمد کاظم خراسانی، ملا محمد کاظم سبزواری، آیة الله حاج میرزا حسین مجتهد سبزواری، ملا عبدالکریم قوچانی، حاج میرزا حسن حکیم داماد، آقا میرزا محمد یزدی معروف به فاضل یزدی اشاره کرد.

 حاج ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده است و در شعر "اسرار" تخلص می‌کرد.

 حاج ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آرامگاه او در بیرون سبزوار در دروازه نیشابور (اکنون معروف به فلکه زند) قراردارد.

 

 آثار

اسرار الحکمه فی المفتتح المغتتم

منظومه و شرح منظومة سبزواری

 

دیوان شعر

شرح فارسی بر برخی از ابیات مشکل مثنوی مولانا

مفتاح الفلاح و مصباح النجاح

شرح الاسماء

النبراس فی اسرار الاساس

راح قراح و کتاب رحیق در علم بدیع

حاشیه بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه

حاشیه بر اسفار اربعه

حاشیه بر کتاب مفاتیح الغیب ملاصدرا

حاشیه بر مبدأ و معاد

حاشیه بر شرح سیوطی لابن مالک

حاشیه بر کتاب «شوارق» لاهیجی

 

دکتر علی شریعتی

در کنار زینبیه گورستانی می باشد که در کنج قبرستان آرامگاه دکتر علی شریعتی مدفون می باشد.مرحوم دکتر علی شریعتی در روز 29 خرداد سال 1356 خطیب و اندیشمند مبارز بدرود حیات گفت.

 دکتر شریعتی در سال 1312 در مزینان متولد شد. وی در سال 1337 برای ادامه تحصیل در رشته دکترای جامعه شناسی به‌فرانسه رفت. شریعتی در سال 1343 به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به‌فعالیت کرد. دکتر شریعتی در سال 1348 به‌حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به‌روشنگری علیه رژیم و ارشاد جوانان و آزادیخواهان ایران پرداخت . دکتر شریعتی بر اثر همین سخنرانیها در سال 52 به‌زندان افتاد.از دکتر شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله‌‌‌‌‌‌‌تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده است

 

 

 

محمود دولت آبادی

محمود دولتآبادی در دهم مردادماه ۱۳۱۹ در دولتآباد سبزوار متولد شد و از همان آغاز نفرین نوشتن با او همراه و همزاد شد. دوران کودکی او در بحبوحه جنگ جهانی دوم و فقر ناشی از آن و سرخوردگیهای پس از جنگ و اقتدار روسها بر ایران سپری شد. همه این عوامل و عشق توأم دولتآبادی به ادبیات و هنر, باعث شد که او جنگ برای نوشتن را آغاز کند، همان گونه که در نوشتههایش اظهار میدارد که " من در ادبیات نبردی را آغاز کردهام، که از آن باید پیروز بیایم بیرون, توجه میکنید این نبرد من است. "
دولتآبادی, از آغاز مشاغل مختلفی را تجربه میکند, کار روی زمین, چوپانی, پادویی کفاشی, صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوهکشی, دوچرخه سازی, سلمانی و.... بعدها تمام مشاغلی که او در دوران نوجوانی و جوانی خود تجربه کرده است, در آثارش به خوبی نمود پیدا میکند.
دولت
آبادی, پس از تجربههایی که در سبزوار پشت سرمیگذارد، عازم مشهد و آنگاه تهران میشود و به نوعی آغاز آوارگی که در این دوران باز هم مشاغل دیگری نظیر حروفچین چاپخانه, سلمانی کشتارگاه, رکلاماتور برنامههای تأتر, سوفلور کنترلچی سینما, ویزیتور روزنامه کیهان و ... را تجربه میکند.
اما تهران برای شهرستانی
۱۸ سالهای که گاه به ناچار در حاشیه خیابان گرگان میخوابد و گاه روی بام آغل گوسفندهای سلاخخانه, همهاش این نیست.
تهران, تهران سینما هم هست. تهران سرنوشت یک انسان، تهران کتاب، تهران چخوف، جنگ اصفهان و سرانجام تهران سال
۱۳۴۰ است و در همین دوران است که دولتآبادی به صورت جدی با تأتر آشنا میشود و ۶ ماه نظری و ۶ ماه هم عملی درس تأتر میخواند. در این دوره شاگر اول میشود و پس از آن "شبهای سفید داستایوسکی" را بازی میکند و بعد" قرعه برای مرگ" اثر" واهه کاچا"؛ بازی در نمایش" اینس مندو"," تانیا"," نگاهی از پل"اثر" آرتور میلر", و بعد از آن کار در اراده برنامههای تأتر است. جایی که برای دولتآبادی دلچسب نیست ؛ چرا که مجالی برای بازیگران جوان فراهم نیست, پس به گروه هنر ملی میپیوندد که دوره پرباری برای او آغاز میشود.
بازی در نمایش "شهر طلایی" تدوین "عباس جوانمرد" قصه طلسم و حریر و ماهی
گیر" نوشته علی حاتمی," ضیافت و عروسکها" نوشته بهرام بیضایی, سه نمایشنامه پیوسته "مرگ در پاییز" نوشته اکبر رادی و "تمام آرزوها" نوشته "نصرت نویدی" و پس از آن بازی در نمایش "راشومون" که کارگردانی آن را بعدها خود به عهده میگیرد. بعدها مشارکت در انجمن تأتر, بازی در نمایشنامه "حادثه درویشی" نوشته "آرتور میلر" با کارگردانی "ناصر رحمانینژاد" چهرههای سیمون ماشار اثر برشت با کارگردانی مشترک محسن بلغانی و سعید سلطانپور.
در سال
۱۳۵۳ مهین اسکویی، کارگردان تأتر از او دعوت میکند که در نمایشنامه "در اعماق" اثر ماکیسم گورکی ایفای نقش کند.
خود او می
گوید: تصمیم داشتم آن کار را به عنوان آخرین بازی صحنهای خودم داشته باشم, تا در واقع پایانی شایسته بر شروع صمیمانه بوده باشد که البته خودم نمیدانستم پلیس هم در این مورد با من هم عقیده است, قرار است آخرین اجرا در سوسنگرد صورت بگیرد.
بیش از آن که به سوسنگرد بروم, پلیس آمد و بازی به آخر رسید! و بازجویی کوچک یکی دو ساعته, دو سال به درازا کشید.
بازجو او را کمونیست عارف خطاب میکند و در این دوره است که نوشتن کلیدر متوقف میشود و این یکی از دریغهای زندگی دولتآبادی است ؛ چرا که در این سال که خود معتقد است بسیار سیال و روان مینوشته است, کار نوشتن را مجبور است رها کند.
از سال
۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ تأتر و داستان نویسی، دوشادوش هم، ذهن دولتآبادی را تسخیر کرده بود.
او در همین سال تأتر را برای همیشه کنار می
گذارد , اگر انتشار نمایشنامه ققنوس و یا فعالیت دولتآبادی را برای تشکیل سندیکای تأتر در یکی دو سال بعد از انقلاب مستثنا بدانیم ؛ اما از پانزده سال هم نفسی با تأتر و به خصوص بازیگری چیزهای زیادی برای او باقی مانده است که یکی هم ژستهای هنر پیشهواری است که اینک کاملا درونی شده و به وجهی از رفتار طبیعی و روزمره او تبدیل شده است.
دولت
آبادی, کار منظم داستاننویسی را با انتشار "ته شب" در سال ۱۳۴۱ آغاز میکند که در آثار او از همان نخستین اثر تا آخرین آنها سلوک خطوط تفکری کلی نگر و نشانههایی مشخص وجود دارد, همچنین تسلطهای رشکآمیز او در فضاسازی و دیالوگ نویسی از همان آغاز کار پیداست. در ضمن داستانهای او داستان گذار است. گذار از یک وضعیت به وضعیت دیگر، گذاری بحرانساز و حوادثی که در زمینه همین بحران شکل میگیرند. آوارگی نیز از همان آغاز یکی از مشخصههای آثار او است, ویژگی که در دوران جوانی ویژگی بارز زندگی خود اوست.
مشخصه دیگر آثار او عشق به پدر یا خاطره پدری است, ارادت به صادق هدایت، همدلی او با هدایت به
رغم تفاوت نگاهشان که به خوبی در رمان سلوک وجه روشنتری به خود میگیرد, از دیگر مشخصههای آثار دولتآبادی است.
مشخصه دیگر آثاراو ندای امیدواری در عین کلافگی است و نگاه تلخ او به زندگی که این امیدواری از تربیت و آموزش روستایی او ناشی می
شود, که قناعت و صبوری ویژگی آن است و کاملا با نگاه شهری صادق هدایت متفاوت است.
مشخصه دیگری که در کارهای دولت آبادی بارز بود, این است که او به شرح بیرونی آدم
ها بیشتر رغبت نشان میدهد تا شرح درونی آنها, گاه به نظر میرسد که این آدمها درون ندارند, از بس که نویسنده به شرح بیرونی آنها پرداخته است, به قد و قامتشان به شکل و شمایلشان و خلق و خوی آنها بیش از آنکه نشان داده شود, به وصف در میآیند و از صافی ذهن و زبان راوی نویسنده عبور میکنند, تا ماجرا سرانجام پس از آن آغاز شود.
تم اصلی داستان
های او بر دو مدار در حرکت است: روستا و شهر.
خود او در این باره می
گوید: در کار من, از آغاز دو رگه وجود داشت, یکی رگه یا جریانی که موضوعاتش عمدتا موضوعاتی روستایی بود و یکی رگهای که موضوعاتش مربوط میشد به مسایل حول و حوش شهر و شهرنشینی ..... رگه اولی با لایههای بیابانی آغاز شد و دومی را میشود گفت با سفر.
پس از ته شب دولتآبادی "ادبار" را به همراه داستانهای بند, پای گلدسته امامزاده, هجرت سلیمان, سایههای خسته و بیابانی را در مجموعه لایههای بیابانی در سال ۱۳۴۷ منتشر میکند.
داستان بعدی او هجرت سلیمان و سایه
های خسته, است که از نظر ساختار با آثاری که تا به آن روز منتشر کرده بسیار متفاوت است. در این اثر، دخالت نویسنده بسیار ناچیز است, دیالوگ و عمل داستانی ماجرا را به پیش میبرد که نقش تاثر در آن غیر قابل انکار است.
اثر بعدی دولت
آبادی "بیابانی" است که نقطه عصیان آثار دولتآبادی نیز به شمار میرود, داستان دیگری از ناکارآمدی ساخت و ساز نوین اجتماعی.
پس از آن، دولت آبادی اولین رمانش را تحت عنوان "سفر"به چاپ می
رساند که این رمان از طرح داستان محکمی برخوردار نیست.
سفر داستان یک گره, یک بن
بست است, داستان با یک بحران آغاز میشود, از بیکار شدن مختار و طلیعه دنیای جدید و ورود ماشین که این گرفتاریها را آغاز کرده است. پس از آن دولتآبادی رمان" اوسنه بابا سبحان" را منتشر میکند که از ساخت خوبی برخوردار است که با بابا سبحان آغاز میشود و بعد عروسش، شوکت و آنگاه پسرها, صالح و مصیب و دیگر شخصیتها در شبکهای منطقی از روابط اجتماعی روستا و تعاملی معقول و ناگزیر که یکییکی پا به صحنه داستان میگذارند.
رمان بعدی دولت
آبادی "باشیرو" است که این اثر با آثار قبلی دولتآبادی تفاوت فاحشی دارد.
دولت
آبادی, داستانهایی دارد که پردهی داستان به روی یک زن باز میشود , جای خالی سلوچ و کلیدر از آن جملهاند, باشیرو نیز از آن جمله است, پس از آن "گاوارهبان" را مینویسد که رمانی کوتاهتر از باشیرو و نه به خوبی "اوسنه بابا سبحان" است, گاوارهبان نیز چون همیشه با یک بحران آغاز میشود.
داستان بعدی دولت
آبادی، "مرد" است که در سال ۵۱ نوشته میشود ؛ ولی در سال ۵۳ به دست مخاطبان میرسد. داستان کوتاه نسبتا بلندی راجع به مرد شدن یک پسر نوجوان, این نوشته، مثل بقیه آثار دولتآبادی داستان فقر است ؛ اما داستان نکبت نیست و این درست در جهت عکس نوشتههای نویسندهای مثل چوبک است که در آنها میتوان بوی چرک و کثافت را فهمید ؛ولی تفاوت دولتآبادی با چوبک در این است که وقتی دولتآبادی از مردم عادی یا فرودست جامعه صحبت میکند, نگاه او نگاهی آرمانی و حتی حماسی است.
اثر بعدی او "عقیل عقیل" است, این اثر دیگر با بحران شروع نمی
شود؛ بلکه داستان با فاجعه آغاز میشود, زلزله در مرکز فاجعه، عقیل قرار دارد که همه کس اش مردهاند, جز دخترش شهربانو که با او به صحرا بوده است و جز پسرش تیمور که در گناباد به سربازی رفته است.
در "عقیل, عقیل" این پدر است که پسر را گم کرده است ؛ اما در واقع تیمور تنها پسر عقیل نیست که همه کس و کار اوست پس باز هم عقیل پدر گم کرده
ای بیش نیست.
پس از آن " از خم چنبر" را منتشر می
کند که بسیاری معتقدند: موضوع یا ماجرا در این داستان اهمیت ندارد, اثر دیگری که از دولتآبادی منتشر میشود "دیدار بلوچ" سفرنامه کوتاهی است, که شرح سفری است که دولتآبادی به زاهدان و آن حدود داشته است. سفرنامه از مشاهدات دولتآبادی از زاهدان آغاز میشود و بعد همراه راوی به میرجاوه و زابل هم سری میزنیم. که در این اثر برخی افکار و روحیاتی که دولتآبادی در جابهجای آثارش به عنوان تفکری محوری در داستانهایش بروز داده است, در این اثر نمودی آشکار و مستقیم پیدا میکند.
اثر بعدی او "جای خالی سلوچ است" رمان جای خالی سلوچ با غیبت سلوچ, با جای خالی او آغاز می
شود, پدر نقطه اتکاء و اطمینان خانواده، ناگهان نیست شده یا از بین رفته است.
اثر بعدی دولت
آبادی "کلیدر" است, رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت، که خود دولتآبادی بارها گفته است "دیگر گمان نکنم که نیرو و قدرت و دل و دماغم اجازه بدهد که کاری کاملتر از کلیدر بکنم.
کلیدر از جهت کمی و کیفی، کامل
ترین کاری است که من تصور میکردهام که بتوانم و شاید بشود, گفت در برخی جهات از تصور خودم هم زیادتر است.
کلیدر, یک رمان عظیم روستایی است در
۱۰ جلد و بالغ بر ۳ هزار صفحه که او بیش از ۱۵ سال عمرش را صرف نگارش آن کرده است و حجیمترین رمان فارسی به شمار میرود ؛ البته گمان نمیرود که دوباره چنین حادثهای تکرار شود, با زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخته شدهاند.
دولت
آبادی, در ادامه جلد دوم مردم سالخورده را مینویسد که زندگی همه آدمهایی است که چون راوی دردمند این اثر زخمها را از این زمانه بیرحم بر جان خود احساس میکند؛ فقر, فقر, فقر.
اثر بعدی او سلوک است که جنجال
های بسیاری را به پا کرد.

 

 آثار                      

 

- نمایشنامه ققنوس

- نه شب (1341)

- ادبار (1347)

- پای گلدسته امامزاده (1347)

- هجرت سلیمان (1347)

- سایه های خسته و بیابانی (1347)

- لایه های بیابانی (1347)

- سفر

- اوسنه بابا سبحان

- باشیرو

- گاواره بان

- مرد (1353)

- عقیل عقیل

- خم چنبر

- دیدار بلوچ (سفرنامه)

- جای خالی سلوچ

- کلیدر

- روزگار سپری شده مردم سالخورده

- سلوک